تبليغاتX
سمفونی زندگی

سمفونی زندگی

شخصی

زندگی


از زرتـشت سئوال کردند:

زندگی خود را بر چند اصل استوار کردی؟

فرمودند:


1. دانستم کار مرا ديگری انجام نمی دهد، پس تلاش کردم.


2. دانستم که خدا مرا می بيند، پس حيا کردم.


3. دانستم رزق مرا ديگری نمی خورد، پس آرام شدم..

.

.

.
4. دانستم پايان کارم مرگ است، پس مهيا شدم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 19:42  توسط سهراب  | 

ما زندگی نمی کنیم




فقط گاهی رفت و آمدی میان آرزو و رویا  داشتیم، که همگی به دست کابوس های دنباله دار هر شب مان تعبیر می شد و همین تعبیرها یعنی زندگی. با همین تعبیر ها زنده می مانیم ، ما خودمان نمی دانیم اکنون چه وسیله ایی هستیم یا چه کسی یا چه چیزی. از ما چیزی ساخته اند که میلیارد ها سال نوری با ما فاصله دارد . شاید من می خواستم شاعر ترانه های هر شب کافه ای شوم و تو رقاصه ی دربار شاه معاصر.

چه سرنوشت یکسانی. اکنون همه ی ما به نوبت امام زاده می شویم بی هیچ باید و نبایدی. باید به شرط ادب هم شده به دلیل این همه خوشبختی سپاس گزار باشیم و زندگی مان را به خاطر بسپاریم.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 15:31  توسط سهراب  |